حضرت امیرالمومنین علی(شهادت)
هر چند زخم کاری روی سرم شدی
اما علاج این دل زخمی ترم شدی
ای تیغ... حاجتم که روا شد... ولی بدان
تیری به قلب غم زده؟ دخترم شدی
یک تن در این دیار وفای تو را نداشت
در دست دشمن آمدی و یاورم شدی
اما نه... ضربهای که زدی رنگ کوچه داشت
آیا تو در مدینه وبال پرم شدی؟
یادت که هست... حائل در بود و با قلاف
شلاق برگهای گل پرپرم شدی
یاری قنفذ آمدی و بین کوچهها
زخم کبود بازوی نیلوفرم شدی
***
میبینم آن زمان که به دستان حرمله
تیری سه شعبه در گلوی اصغرم شدی
میبینم آن زمان که تو در هیبت عمود
روزی خراب بر سر آب آورم شدی
شاعر:محمد علی بیابانی
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 23:49 توسط سیدمحمد
|
سلام،به پایگاه شعر و مرثیه اهل بیت،نینوا خوش آمدید.