امیرالمومنین علی(ع)-شهادت

در دل محراب خون جای من است

نغمۀ تکبیر آوای من است

روزه‌ام را در سحر قاتل گشود

زان بخون آغشته لب‌های من است

بر خدای کعبه گشتم رستگار

با شهادت چون تمنّای من است

خون دل‌هایی که خوردم سال‌ها

از سرم جاری به سیمای من است

ای عدالت می‌شوی دیگر یتیم

کز جفا بگسسته اعضای من است

هر چه می‌خواهی ببین زینب مرا

کآخرین ساعات دنیای من است

گر چه ضرب تیغ زهر آلود خصم

آتش افکن بر سراپای من است

سرد می‌آید که بر جانم هنوز

شعله‌ها از داغ زهرای من است

گر چه زخم سر شهیدم می‌کند

قاتل من داغ دل‌های من است

شاعر:سید ر ضا موید

امیرالمومنین علی(ع)-شهادت

کنار من، صدف دیده پر گهر نکنید

به پیش چشم یتیمان، پدر پدر نکنید

توان دیدن اشک یتیم در من نیست

نثار خرمن جان علی، شرر نکنید

اگر چه قاتل من کرده سخت بی‌مهری

به چشم خشم، به مه‌مان من نظر نکنید

اگر چه بال و پرکودکان کوفه شکست

شما چو مرغ، سر خود به زیر پر نکنید

از آن خرابه که شب‌ها گذر گه من بود

بدون سفرۀ خرما و نان گذر نکنید

به پیرمرد جذامی سلام من ببرید

ولی ز مرگ من او را شما خبر نکنید

شاعر:علی انسانی

امیرالمومنین علی(ع)-شهادت

اگر نگاه کنی پیش پای چشمانت

یتیم پُر شده در کوفه‌های چشمانت

مگر چه دیده‌ای از شهر کوفهٔ من که

گرفته باز دوباره هوای چشمانت

به غیر اشک خجالت نداشتم آقا

نداشتم که بیارم برای چشمانت

و در قبال تمام جفای چشمانم

ندیده‌ام به خدا جز وفای چشمانت

نشسته‌ام که کمیل نگاه تو باشم

که مستجاب شوم با دعای چشمانت

تو مُهر سجدۀ من؛ تو ابوتراب منی

رواست اینکه بیفتم به پای چشمانت

و یطعمون علی حُبّه شما هستید

منم اسیر و یتیم و گدای چشمانت

بخوان دو آیه برایم؛ دو آیه از چشمت

سپس مرا بنشان در حرای چشمانت

چه دیده‌ای که دو چشمت دو کاسۀ خون شد

چه دیده‌ای به مدینه، فدای چشمانت

به پیش چشم تو یاس تو را چقدر زدند

چقدر صبر نموده خدای چشمانت

و میخ قصۀ تلخی ست در نگاه شما

که سال هاست گرفته عزای چشمانت...

شاعر:رحمان نوازنی