امام حسين(ع)_مناجات

یک دم از خانه ی ارباب جدایی... هیهات!

حال و روز سگ اگر خوب اگر بد بشود

این محال است فراموش کنی نوکر را

یا که راه کرمت گاه به ما سد بشود 

تو صلاح همه را بهترشان میدانیی

این مهم نیست گدا هرچه بخواهد بشود

این محال است که در لطف شما شک بکنم

تا ابد نیز اگر حاجتمان رد بشود...!

امام حسين(ع)_مناجات

ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ﺷﺪﻡ ﭘﯿﺮ «ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ»
ﻧﻮﮐﺮﯼ ﭘﯿﺮ،ﺑﻪ ﺗﻌﺒﯿﺮ «ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ»

ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺍﻡ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ‌
ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻡ ﭘﺎﯼ ﺑﻪ ﺯﻧﺠﯿﺮ «ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ»

ﻃﻔﻞ ﺟﺎﻧﻢ ﮐﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﺷﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﭘﯿﺮﯼ
ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺍﺵ ﺷﯿﺮ «ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ»

ﺷﯿﺮ ﻣﻬﺮ ﭘﺴﺮ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﺎﻣﻢ
ﺩﺭ ﺍﺯﻝ ﺭﯾﺨﺖ ﻋﻠﻤﮕﯿﺮ «ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ»

ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺐ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺑﺮﭘﺎﯾﯽ نامش ﻫﺴﺘﻢ
ﻓﮑﺮ ﻭ ﺫﮐﺮﻡ ﺷﺪﻩ ﺩﺭﮔﯿﺮ «ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ»

ﺳﺮﻧﻮﺷﺘﻢ ﭼﻮ ﺣﺒﯿﺐ ﺑﻦ ﻣﻈﺎﻫﺮ ﺍﻧﮕﺎﺭ
ﮔﺮﻩ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺗﻘﺪﯾﺮ «ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ»

ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ ﮐﻪ ﺷﺒﯽ ﭘﺎﯼ ﻋﻠﻢ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻡ
ﭼﺸﻢ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾﺮ «ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ»


اميرالمومنين علي (ع)_مدح

من مسیحی میشوم عیسی اگر ثابت کند
زنده کرده اهل دنیا را بدون یاعلی.

یاکلیمی ميشوم موسی اگر ثابت کند.
اژدها کرده عصا را اوبدون یاعلی.

من غلام یوسف بازارمصرم گربدانم
کرده بیچاره زلیخا را ،اوبدون یاعلی.

پیرو دین خلیلم، گربگوید مدعی
جان مرغان کرده احیا اوبدون یاعلی

چون بگوید حضرت یونس مریدش میشوم
زنده مانده قعر دریا اوبدون یاعلی.

مسلک نوح نبی راپیشه میسازم بدانم
گشته فارغ ازبلایا اوبدون یاعلی.

امام زمان(عج)-مناجات

به جز از باغ حسنت گل نچیدم گل نمی‌چینم

رخت را بس که می‌بینم گمان کردم نمی‌بینم

سزد در هر نفس گردم هزاران بار قربانت

به امیدی که یکبار از کرم آیی به بالینم

به خاک پات سوگند از کدامین کوچه می‌آیی

که گردم گرد و بر خاک ره آن کوچه بنشینم

اگر جانم رود از تن نشاید مهر تو از دل

که رسم عاشقی پیش از ولادت بوده آیینم

تمام لحظه‌های عمر شد جان کندنم بی‌تو

تو بازآ تا به پیکر باز آید جان شیرینم

نمی‌دانم که بودم کیستم آنقدر می‌دانم

تویی بودم تویی هستم تویی عشقم تویی دینم

دعای عهد خواندم عهد بستم با تو یا مولا

که بازآیی و گل ریزم به پات از روی خونینم

بیا، تا کی صدای مادرت آید ز پشت در

بگو تا کی سر جد تو را بالای نی بینم

دعا کردم به تعجیل ظهورت دیدم‌ای مولا

که نام تو دعایم بود و یادت بود آمینم

به چشم «میثم» دل خسته اشک انتظاری ده

اگر چه اشک هم دیگر نخواهد داد تسکینم

شاعر:غلامرضا سازگار

امام حسین(ع)-مناجات

من را دوباره راهی تا قبر او کنید

از باب قبله با حرمش رو به رو کنید

جز لحظه‌های مویه بر او قیمتی نداشت

گر شرح زندگی مرا مو به مو کنید

هنگام دفن کردن من نوحه دم دهید

چشم مرا به مرثیه صاحب سبو کنید

بعد از وفات بر سر خاکم نایستید

در خاک کربلا بدنم جستجو کنید

او روز حشر با تن بی‌سر که می‌رسد

من را ذبیح مقدم او از گلو کنید

یک روز می‌رسد همه اهل حسینیه

در ظّل عرش با خود او گفتگو کنید

شاعر:محسن حنیفی