امام حسين(ع)-مناجات

امام حسین (ع) -مناجات


خاطرم نیست که از کی به تو عاشق شده‌ام

 به تو عاشق شده فارغ ز خلایق شده‌ام

پسر و دختر در محضر عشق است عزیز

 که شود خادم مولا، چه غلام و چه کنیز

 پدرم گفت که میلاد تو در یاد من است

 مژده دادند که نوزاد شما سینه‌زن است

 خاطرم هست که دادند مرا آب حیات

 باز شد کام من از تربت و از آب فرات

 نه من از روز ولادت شده‌ام مردهٔ تو

 دلم از روز ازل بود گره ‌خوردهٔ تو

 خاطرم هست به گوشم چو اذان می‌گفتند

 دین من حب شما بود، از آن می‌گفتند

 شیر مادر که به جانم غم تو ریخته بود

 نمکی داشت که با اشک درآمیخته بود

 شهد شیر و نمک اشک به جانم چو نشست

 دلم از غصه ترک خورد، شنیدم که شکست

 مادرم بود کنیز و پدرم نوکر تو

 خانه‌زادم که شدم عبد علی‌اصغر تو

 خاطرم هست که یک بار محرم که رسید

 مادرم پیرهن مشکی من را که برید 

شاعر:حاج محمد كريمي

ادامه ي شعر...


ادامه نوشته

امام حسين(ع)-مناجات

امام حسین (ع) -مناجات


مقیم‌ تربت‌ عشقم‌ به‌ نینوای‌ حسین‌

روم‌ به‌ ماه‌ محرم‌، به‌ کربلای‌ حسین‌

اگر چه‌ بال‌ شکسته‌ میان‌ مرغانم‌

به‌ نینوا بکشم‌ پر ز روضه‌های‌ حسین‌

گهی‌ که‌ آب‌ بنوشم‌ به‌ یاد لب هایش‌

که‌ بود تشنه‌، بگویم‌ شوم‌ فدای‌ حسین‌

زهیر وار بگویم‌ اگر اجازه‌ دهد

هزار بار سرم‌ را دهم‌ به‌ پای‌ حسین‌

در آن‌ سرای‌ نباشد بقای‌ جاویدش‌

هر آن‌ کسی‌ که‌ نشد این‌ سرا فنای‌ حسین‌

تو ای‌ عزیز اگر خوب‌ بشنوی‌ آید

 میان‌ روضه‌ به‌ گوش‌ دلت‌ صدای‌ حسین‌

غریبه‌ باش‌ ولیکن‌ نباش‌ بیگانه‌

که‌ می‌شوی‌ به‌ غریبی‌ تو آشنای‌ حسین‌

شاعر:محمود ژوليده

جوادالائمه(ع)-شهادت

امام جواد (ع) -شهادت


در میان حجره یارب کیست غوغا مى ‏کند

شکوه زیر لب ز بى رحمىِ دنیا مى‏ کند

ز آتش زهر جفا چون شعله مى‏ پیچد به خود

دود آهش روز را چون شام یلدا مى ‏کند

خاک عالم بر سرم گویى جواد ابن الرضاست

کز عطش مى ‏سوزد و خون، قلب زهرا مى ‏کند

آب را مى‏ریزد آن بیدادگر روى زمین

هر چه آب آن تشنه لب از او تمنا مى‏ کند

در سنین نوجوانى همچو زهرا مادرش

جان شیرین را به راه دوست اهدا مى‏ کند

تا بپرسد حال آن پهلو شکسته در جنان

از پى دیدار او خود را مهیا مى‏ کند

تشنه لب با قلب سوزان جان به جانان مى ‏دهد

قاتلش جان دادن او را تماشا مى‏ کند

شد دل (ژولیده) خون از داغ جان فرساى او

کز غمش اشعار او خون در دل ما مى ‏کند

شاعر:‍ژوليده نيشابوري

جوادالائمه(ع)-شهادت

امام جواد (ع) -شهادت


ای دل تو بخوان تا که غریبانه بگرییم

با چشم‌تر از غربت جانانه بگرییم

با یاد گل روی عزیز دل زهرا

شمعی شده در ماتم پروانه بگرییم

ای نور دل حضرت ارباب، شبانه

با شاه خراسان به تو دُردانه بگرییم

با نالۀ زهرا و کف و سوت کنیزان

بر حال تو، با حال پریشانه بگرییم

داغی است به سینه که سزد تا سحر امشب

بر اشک تو و خندۀ بیگانه بگرییم

بالین تو امشب نه طبیبی نه حبیبی

بگذار برای تو طبیبانه بگرییم

ای پاره جگر اذن بده تا که دمی را

بر کشتۀ صد پاره غریبانه بگرییم

بر آن بدن بی‌سرِ عریان به روی خاک

چون دخترک گوشۀ ویرانه بگرییم

شاعر:محمود قاسمي

جوادالائمه(ع)-شهادت

امام جواد (ع) -شهادت


اینجا به جای اینکه برایت دعا کنند

کف می‌زنند تا نفست را فدا کنند

یا جای اینکه آب برایت بیاورند

همراه نالۀ تو چه رقصی بپا کنند

باید فرشته‌ها همه با بال‌های خود

فکری برای چشم پُر اشک رضا کنند

هر چند تشنه‌ای ولی آبت نمی‌دهند

تا زود‌تر تو را ز سر خویش وا کنند

این قدر پیش چشم همه دست و پا مزن

این‌ها قرار نیست به تو اعتنا کنند

بال فرشته‌های خدا هست پس چرا!؟ 

این چند غلام تو را جابجا کنند

حالا که می‌برند تو را روی پشت بام

آیا نمی‌شود که کمی هم حیا کنند

تا بام می‌برند که شاید سر تو را

در بین راه با لبه‌ای آشنا کنند

حالا کبوتران پَر خود را گشوده‌اند

یک سایبان برای تنت دست و پا کنند

شاعر:علي اكبر لطيفيان

امام زمان(عج)-مناجات

امام زمان (عج) -مناجات


تو می‌شوی مسیح که بیمار نیستم

دیگر از این به بعد گرفتار نیستم

از نان دست رنج خودم لقمه می‌خورم

شغلم «گدایی» است نه بیکار نیستم

با هر گدا کریم شدن، عادت شماست

ورنه من از شما که طلبکار نیستم

هست من از گدا شدنم آب می‌خورد

وقتی فقیر نیستم انگار نیستم

دیدی اگر کبوتر دیوار تو شدم

بالم شکسته بود نه سربار نیستم! 

از این به بعد قول بده عاشقم کنی

با من که باشد عشق نگهدار نیستم

حالا اگر کلاف بدست آمدم فقط

بازار گرمی است خریدار نیستم

از چه جواب نامهٔ ما را نمی‌دهی

چندین شب است!! از تو خبردار نیستم

گاهی برای آمدنت گریه می‌کنم

آنقدر هم به جان تو بی‌عار نیستم

شاعر:علي اكبر لطيفيان

امام رضا(ع)-ولادت

امام رضا (ع) -مدح


دیشب پرِ من کبوتر بامت شد

 آهوی بیابانی من رامت شد

 حالا دلِ من پیمبر نامت شد

 از معجزهٔ درخت بادامت شد

امروز اگر مریض درمان توام

    ***

 تو آینه می‌شوی زلالم بکنی

 با طرز نگات خوش به حالم بکنی

 یا فکری به حال خشکسالم بکنی

 یا فکری به حال پرّ و بالم بکنی

 من منتظرِ نماز باران توام

    ***

 هر چند بَدَم اگر که بهتر نشدم

 پیش کرم تو شاه گدا‌تر نشدم

 در بارگهت اگر چه نوکر نشدم

 هر چند که آهو و کبوتر نشدم

 گر پا بدهی سگِ نگهبان توام

     ***

 هر چند به این سو و به آن سو نزدم

 هر چند به این کو و به آن کو نزدم

 پیش تو به آفتاب هم رو نزدم

 در صحن تو من اگر چه جارو نزدم

 مشغول غلامی غلامان توام

   ***

 در سجده به پای تو هزاران آدم

 جاروکش صحن تو هزاران مریم

 محتاج دعای تو هزاران خاتم

‌ای شاه گدای تو هزاران حاتم

 من نیز یکی از این هزاران توام

شاعر:علي اكبر لطيفيان