نون و قلم

نون و قلم نبی است و مایسطرون حسین

طاق فلک علی است به عالم ستون حسین

خلقت تمام حضرت زهراست خون حسین

هستی تمام ظاهر و مافی البطون حسین

با یک قیامت است هم الغالبون حسین

در این قیام نقطه پرگار زینب است


سردار سرسپرده جولان عشق کیست؟ 

تن‌ها امیر فاتح میدان عشق کیست؟ 

عشق است حسین و گوش به فرمان عشق کیست؟ 

روح دمیده در تن بی‌جان عشق کیست؟ 

علامه مفسر قرآن عشق کیست؟ 

تفسیر آیه‌ها همه اسرار زینب است


پیدا‌ترین ستاره دیبای خلقت است

زیبا‌ترین سروده لب‌های خلقت است

زهرا‌ترین زهره زهرای خلقت است

لیلا‌ترین لیلی لیلای خلقت است

شیوا‌ترین سئوال معمای خلقت است

گنجینه جزیره اسرار زینب است

 

ذرات و کائنات همه مرده یا خموش

در احتجاج بود زنی یک علم به دوش

قلب جهان به عمق زمین غرق جنب و جوش

آتشفشان قهر خداوند در خروش

هوهوی ذوالفقار علی می‌رسد به گوش

این رعد و برق نیست که انگار زینب است

ولادت امیرالمومنین علی(ع)

مکه در یکی از ماههای حرام ‹‹رجب›› پذیرای مقدم زائران بیت الله الحرام بود. زائران آداب و مناسک مربوط به زیارت خانه خدا را انجام می‌دادند و به گرد آن طواف می‌کردند.‌گاه پروردگارشان را می‌خواندند و‌گاه نیز بت‌ها را... در میان آنان زن بزرگواری نیز دیده می‌شد که او هم به طواف مشغول بود اما نه آنسان که دیگران، آری توجه او تنها به خدای یکتا معطوف بود. روحش لبریز از خضوع خدا گرایان و خشوع محتاجان و وقار و متانت امیدواران به فضل خدا بود. خدای یگانه را می‌خواند و از او می‌خواست سنگینی باری را که از آن می‌ترسید و پرهیز می‌کرد، کاهش دهد. او پیش از این سه پسر و یک دختر‌زاده بود، اما در هیچ کدام از آن‌ها درد زایمان مانند این بار، بر وی و اعصابش فشار نیاورده بود. 

بسیار می‌گریست و با التماس خدا را می‌خواند تا شاید درد زایمان را بر او آسان گرداند که ناگهان در قسمت غربی خانه خدا، جایی که گروهی از حجاج گرد آمده بودند، حادثه شگفت آوری رخ داد: 
آن زن در آخرین طوافهای خود به دور خانه خدا نزدیک رکن یمانی رسیده بود که به ناگاه دیوار خانه برای او از هم شکافت و گویی بانگی آهسته او را صدا زد که به خانه پروردگارت درون آی! 
زن به درون رفت و مردم در عین شگفتی و ناباوری این صحنه را می‌دیدند و همچون حیرت زدگان فریاد سر می‌دادند. در پی فریاد و غوغای اینان دیگر زائران نیز به سوی آنان می‌آمدند و از ایشان درباره واقعه‌ای که رخ داده بود پرسش می‌کردند. این زن کیست؟! این زن که هم اکنون طواف می‌کرد نوه هاشم، دختر اسد، همسر ابوطالب، مادر‌ام هانی و طالب و عقیل و جعفر است. آری او فاطمه نام دارد. 
مردم جمع شده بودند. سران و بزرگانشان نیز در میان آنان به چشم می‌خوردند... زمانی گذشت دوباره‌‌ همان دیوار شکاف برداشت...
ادامه ی مطلب...
ادامه نوشته