مادر به جای آب ز شرم تو آب شد 
آتش گرفت، سوخت و غرق عذاب شد 

بیهوده پا به سینه ی من میزنی، مکوب 
حتی خیال قطره ی شیری سراب شد 

مثل همیشه بوسه زدم روی گونه ات 
اما لبم ز تاول رویت کباب شد 

از بس ترک به روی ترک بسته بر لبت 
شرمنده ی لبت، پسرم آفتاب شد 

از تیرهای حرمله پیداست فکر چیست 
ای غنچه ی خزان زده وقت گلاب شد 

وقتی عمود خیمه عباس را کشید 
گفتم رباب خانه عمرت خراب شد