حضرت عباس(ع)-شهادت
میرود جان ز تنم با نفس آخر تو
کمرم تا شده با دیدن این پیکر تو
خیز و بنگر که عدو از غم من میخندد
شمر گوید که حسین هست کجا حیدر تو؟
دیدن تو سر پا معجزهای میخواهد
وایِ من آب گذشته است دگر از سر تو
باورم نیست! ببینم تو همان عباسی؟
ای صنوبر! قد من آب شده پیکر تو
تویی و شرم رباب و علیِ اصغر من
منم و خجلت از روی تو و مادر تو
شده دعوا به سر ذبح توای شیر علی
بیحساب است و عدد جایزههای سر تو
راستی زائر زهرا شدنت باد قبول
باورت گشت بود مادر من مادر تو *
یا مرو یا که مگو بر سر دروازۀ شام
با رقیه که عمو هست کجا معجر تو؟!!
شاعر:محمدحسین رحیمیان
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 19:17 توسط سیدمحمد
|
سلام،به پایگاه شعر و مرثیه اهل بیت،نینوا خوش آمدید.