حضرت رقیه(س)-شهادت
با غم که هم مسیر شدم در سه سالگی
از غصه ناگزیر شدم در سه سالگی
گفتم به تن که آب شود از گرسنگی
از جان خود که سیر شدم در سه سالگی
من پای عشق تو کمرم تا شدای پدر
این شد که سر به زیر شدم در سه سالگی
غصّه نخور، فدای سرت که سرم شکست
یا که اگر اسیر شدم در سه سالگی
هی داغ روی داغ و هی زخم پشت زخم
بعد از تو زود پیر شدم در سه سالگی
گرچه نرفتهام به کنیزی ولی عجیب
کوچک شدم، حقیر شدم، در سه سالگی
من فکر میکنم که همه فکر میکنند
خیلی بهانه گیر شدم در سه سالگی
شاعر:مصطفی متولی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 16:56 توسط سیدمحمد
|
سلام،به پایگاه شعر و مرثیه اهل بیت،نینوا خوش آمدید.