حضرت زینب(س)
به روی دل، غم و داغ تورا گذاشتهام
به روی شانهٔ خود کربلا گذاشتهام
برای آنکه مرا غُصهٔ تو پیر کند
روی تمام جوانیم پا گذاشتهام
برای آنکه بگویم هنوز فکر توام
ببین که پیرهنت را کجا گذاشتهام
شکستهتر شده این دل، دلِ بدون حسین
شکستهتر شده هرچه دوا گذاشتهام
اگر بناست ببینی مرا بیا گودال
که خویش را لب گودال جا گذاشتهام
هنوز خون گلوی تو رنگ موی من است
گمان مبر که به مویم حنا گذاشتهام
نشد اگرچه تنت را کفن کنم اما
هنوز هم کفنت را سوا گذاشتهام
شاعر:علی اکبر لطیفیان
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 18:38 توسط سیدمحمد
|
سلام،به پایگاه شعر و مرثیه اهل بیت،نینوا خوش آمدید.