حضرت عباس(ع)-شهادت
ای تکسوار یک دله روحی لک الفداء
پشت و پناه قافله روحی لک الفداء
لحظه به لحظه سیرۀ ناب حسینیات
بر عشق و عقل تکمله روحی لک الفداء
گرد لب تو کوثر و تسنیم و سلسبیل
گرم طواف و هروله روحی لک الفداء
حالا ببین میان حرم از تب عطش
برپاست شور و ولوله روحی لک الفداء
با مشک تشنه اذن سقایت گرفتهای
خون گشته قلب حوصله روحی لک الفداء
حس کرد دست تو خنکای شریعه را
اشک تو کرد از او گله روحی لک الفداء
سیراب گشت مشک تو و پر کشیدهای
سمت خیام صد دله روحی لک الفداء
حالا سپاه روبرویت صف کشیدهاند
سخت است طیّ مرحله روحی لک الفداء
با نیزه و عمود و سه شعبه رساندهاند
خود را به این مقاتله روحی لک الفداء
ناگاه از یسار و یمین قُطّعت یداک
برخاست بانگ هلهله روحی لک الفداء
با چشم مهربان توای ماه من! چه کرد؟
گلزخم تیر حرمله روحی لک الفداء
رفتند تا که رخت اسارت به تن کنند
بعد از تو اهل قافله روحی لک الفداء
میدوخت چشم حسرت خود را به چشم تو
دستی میان سلسله روحی لک الفداء
**
این قبر کوچک تو و آن قامت رشید!
سخت است این معادله روحی لک الفداء
شاعر:یوسف رحیمی
سلام،به پایگاه شعر و مرثیه اهل بیت،نینوا خوش آمدید.