حضرت رقیه(س)-شهادت
گل بود و جز به شبنم اشکش وضو نداشت
جز روی باغبان دل شب آرزو نداشت
رخسارهاش حکایت بازار شام بود
با آن لباس حاجت راز مگو نداشت
آنجا اگر جه نان تصدق حرام بود
از بس گرسنه خفت، دگر رنگ و رو نداشت
در زیر تازیانه امانش بریده بود
میخواست نالهای کند اما عمو نداشت
کار از حنا و شانه کشیدن گذشته بود
گویی به زیر معجر صد پاره مو نداشت
آن پا که زخم آبلهاش سر گشوده بود
چون پای عمهاش رمق جستجو نداشت
شاعر:حسن لطفی
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 14:19 توسط سیدمحمد
|
سلام،به پایگاه شعر و مرثیه اهل بیت،نینوا خوش آمدید.