شهادت حضرت زهرا(س)
اظهار درد دل به زبان آشنا نشد
دل شد ز خون لبالب و این غنچه وا نشد
آنجان از آن زمان که جدا از تنم شده است
یک دم سرِ من از سرِ زانو جدا نشد
با آنکه دستِ دشمنِ دون بازویم شکست
دیدی که دامن تو ز دستم رها نشد
شرمندهام، حمایت من بینتیجه ماند
دستم شکست و بند ز دست تو وا نشد
بسیار دیدهاند که پیران خمیدهاند
اما یکی چو من به جوانی دو تا نشد
از ما کسی سراغ ندارد غریبتر
در این میانه درد ز پهلو جدا نشد
شاعر:علی انسانی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 15:10 توسط سیدمحمد
|
سلام،به پایگاه شعر و مرثیه اهل بیت،نینوا خوش آمدید.