در دایرهٔ عشق گرفتار حسینم

حیران شدهٔ چرخش پرگار حسینم

فریاد زند چاک گریبان جنونم

عمری ست که منصورم و بر دار حسینم

انگشت نمای همهٔ رهگذرانم

دیوانهٔ زنجیری بازار حسینم

این زاغ بد آواز سزاوار غضب نیست

من مرغ ستایشگر گلزار حسینم

خوشبخت ترینم که نیازم به کسی نیست

چون ریزه خور سفرهٔ دربار حسینم

در زندگیم واسطهٔ فیض الهی ست

من تا ابدالدهر بدهکار حسینم

فردای قیامت همه سر گشته؛ ولی من

آسوده میان صف زوار حسینم

در باغ جنان از کرم حضرت معبود

همسایهٔ دیوار به دیوار حسینم

شاعر:وحید قاسمی