امام رضا(ع)-شهادت
با زمین خوردنت امروز زمین خورد زمین
آسمان خورد زمین عرش برین خورد زمین
وسط کوچه همینکه بدنت لرزه گرفت
ناگهان بال و پر روح الامین خورد زمین
این چه زهری است که داری به خودت میپیچی
گاه پشت کمرتگاه جبین خورد زمین
از سر تو چه بگوییم؟ روی خاک افتاد
از تن تو چه بگوییم؟ همین... خورد زمین
دگرت نیست توان تا که ز جا برخیزی
ای که با تو همهٔ دین مبین خورد زمین
داشت میمرد اباصلت که چندین دفعه
دید مولاش چه بییار و معین خورد زمین
زهر اول اثرش بر جگر مسموم است
پهلویت سوخت که زانوت چنین خورد زمین
پسرت تا ز مدینه به کنار تو رسید
طاقتش کم شد و گریان و حزین خورد زمین
به زمین خوردن و خاکی شدنت موروثی است
جد تشنه لبت از عرشهٔ زین خورد زمین
شاعر:جواد حیدری
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم دی ۱۳۹۱ ساعت 14:21 توسط سیدمحمد
|
سلام،به پایگاه شعر و مرثیه اهل بیت،نینوا خوش آمدید.