وداع با محرم و صفر
فصل عزا و اشک دمادم تمام شد
باز این چه شورش استُ چه ماتم تمام شد
پیراهن سیاه دلم گریه میکند
من زندهام به گریه بر او، غم تمام شد
در این دو ماه چشم من ازباده خیس بود
فصل عزای عالمُ آدم تمام شد
امسال هم بهار دل ما دوماه بود
دیگر بهار بیرقُ پرچم تمام شد
دیشب دلم گرفت، غرورم شکسته شد
پرچم که رفت بارش نم نم تمام شد
یادش بخیر روز دهم نالهها زدیم
دیشب به بعد خاطرههایم تمام شد
یادم نمیرود دل خون سه ساله را
سیلی که خورد گفت: سه سالم تمام شد
وقتی کتیبههای دلم جمع میشوند
یعنی زمان عفو گناهم تمام شد
درپستوی دلم همه راجمع میکنم
مشکی در آورید صفر هم تمام شد
شاعر:مهدی نظری
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۱ ساعت 17:23 توسط سیدمحمد
|
سلام،به پایگاه شعر و مرثیه اهل بیت،نینوا خوش آمدید.