اى آنکه شبیه تو شه خونجگرى نیست

در راه غم و غربت تو همسفرى نیست

یک یار وفادار کنار تو نبوده

از شیعه مخلص به کنارت اثرى نیست

آن زهر جفا با دل ناز تو چه کرده؟ 

سوزنده‏‌تر از سوز دل تو شررى نیست

آن زهر چرا قد تو را کرده کمانى؟ 

ز آن قامت رعناى تو دیگر خبرى نیست

چون مارگزیده به روى خاک فتادى

آیا به برت خواهر نیکو سیرى نیست

اى کاش به مأمون ستم پیشه بگویند

مظلوم کشى در دل غربت هنرى نیست

هستى تو نماینده زهرا که به غربت

واللَّه که مظلوم‏‌تر از تو پسرى نیست