روز ازل که روضه یتان را خدا نوشت

اول به جای کعبهٔ خود، کربلا نوشت

چندین هزار سال خودش روضه خواند و بعد... 

نام پیمبران اولوالعزم را نوشت... 

گریه کن حسین... عزادار کربلا... 

دیگر ملک نگفت ز انسان چرا نوشت

چون قیمتی برای شما در زمین نبود

خود را برای خون شما خون بها نوشت

گر چه برای اهل گناه و عذاب‌ها

روز قیامت از غضب و از بلا نوشت... 

می‌خواست رحمتش به همه جلوه گر شود

 «باب الحسین» بر در جنت جدا نوشت

وقتی به عصر روز دهم می‌رسد لهوف

اطراف حادثه، همه را بر ملا نوشت... 

بالا گرفت روضه و خطش شکسته شد

اعضای جسمتان، همه را جا به جا نوشت

وقتی که می‌رسید کسی سمت قتلگاه

تن را جدا نوشت وَ سر را جدا نوشت

حالا که ساربان شده خیره به دستتان

خاتم نمانده بود، ز خاتم چرا نوشت؟ 

وقتی رسید خواهرتان سمت قتلگاه

داغ فراق دوست، قدش را دو تا نوشت

شاعر:حسین ایزدی