امام حسین(ع)-مناجات
از لحظهای که ریزه خور خوانتان شدم
احساس میکنم که مسلمانتان شدم
زیر لوای رحمتتان قد کشیدهام
بیخود نبوده دست به دامانتان شدم
غیر از حسین، نام دگر را نمیبرم
از بس که مست نام حسین جانتان شدم
غیر از حسین، باب نجاتی نیافتم
این گونه شد که دست به دامانتان شدم
دستم گرفتهای و رهایم نکردهای
گوشه نشین روضهٔ رضوانتان شدم
میخواستم که مرهم زخم شما شوم
در روضههای سخت که گریانتان شدم
امشب میان روضهٔ خود آتشم زنید
تا بنگرم که شعلهٔ سوزانتان شدم
باور نمیکنم که شب آخر شماست
دلسوخته ز ماتم هجرانتان شدم
راز و نیاز امشبتان دیدنی بُوَد
دلدادهٔ قرائت قرآنتان شدم
شاعر:محمد فردوسی
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم دی ۱۳۹۱ ساعت 21:47 توسط سیدمحمد
|
سلام،به پایگاه شعر و مرثیه اهل بیت،نینوا خوش آمدید.