حضرت زینب (س) -در مسیر کوفه و شام


قصه شروع می‌شود از پشت‌بام‌ها

از سنگ‌ها و هلهله‌ها، انتقام‌ها

این داستان، ز بدر و احد آب می‌خورد

این کینه‌ای ست کهنه شده در نیام‌ها

چوبِ حراج بر تن یوسف زدند باز

بازار بردگان و شما و غلام‌ها... 

این ارث مادریِ شما از مدینه است

یادت که هست فاطمه و احترام‌ها...! 

گفتند خارجی به شما، ‌ دردِ کعبِ نِی

افزون‌تر است یا اثرِ این کلام‌ها؟ 

دیدم که در زیارتِ ناحیه بر شما

مهدی مدام گریه کند صبح‌ و شام‌ها

آمد سرِ پدر به ملاقاتِ طفلِ خود

قِصه به سر رسید از این پشت به بام‌ها

شاعر:محمد رسولی